امروز: یکشنبه 25 آذر 1397 برابر با 16 دسامبر 2018

مثلث کارپمن چیست؟

استیو کارپمن معتقد است انسان در برابر بازی های روانی زندگی در یک مثلث با سه رویداد مواجه خواهد شد.که حاصلی جز شرم، استیصال و درماندگی ندارد.کسی که وارد این بازی می‌شود، فرقی نمی‌کند که در کدام نقش بازی می‌کند، او‌همواره به دنبال کنترل کردن یا کنترل شدن است.هر فردی برای ورود به این مثلث روش خاص خودش را دارد که از ابتدای زندگی و بنابر تجربهٔ تربیتی خود آن ورود به این دروازه را می‌آموزد.یعنی با مهارتهایی که در کودکی فرایافته وارد مثلث کارپمن میگردد.اگرچه غالباً خود را در یکی از نقش‌ها می‌یابیم، ولی به زودی در هر ۳ نقش جابجا می‌شویم و در هر ۳ جایگاه ایفای نقش می‌کنیم.گاهی در عرض یک دقیقه یا حتی کمتر از دقیقه ممکن است در چندین نقش قرار گیریم و گاهی روزها چندین و چند بار گوشه های این مثلث را تجربه ‌کنیم.اما چه شخصیت هایی را در این مثلث تجربه خواهیم کرد.


۱-قربانی (Victim)
قربانی کسی است که از لحاظ روحی خودش را شکست خورده و ناامید می‌پندارد. دلیلی ندارد که واقعاً شکست خورده باشد. یا حتماً ضربه‌ای را متحمل شود. همین که حس کند در یک رابطه، همکاری، یا زندگی خود آسیب دیده کافی است تا وارد نقش یک قربانی بشود. او نمی‌تواند با این موضوع کنار بیاید که مسئله را کنار بگذارد یا شکست را بپذیرد. برای پوشش دادن این ضعف خود به دنبال ناجی می‌گردد. یا سعی می‌کند طرف مقابل را رنج بدهد.

۲-ناجی (Rescuer)
نجات دهنده‌ها معمولاً کسانی هستند که همواره دوست دارند با مهارتهایی که دارند مشکلات دیگران را حل کنند. کسانی که این نقش را بازی می‌کنند حتماً از توانایی احساسی، معنوی یا کاری بالایی برخوردار نیستند. بلکه در بسیاری از موارد (و شاید بشود گفت همه موارد) از ضعف شخصیتی شدیدی هم رنج می‌برند. در حقیقت ناجی به دنبال پوشش دادن بر حس ضعف خودش است.

۳-زجردهنده (Persecutor)
زجر دهنده کسی است که از کمک خود پشیمان شده است و حالا برای جبران به دنبال زجردادن طرف مقابل است. زجردهنده می‌توانند نجات دهنده‌ای باشند که حالا قربانی به حرف او گوش نمی‌دهد و می‌خواهد کنترل بازی رااز دست ندهد. یا می‌تواند قربانی ای باشد که می‌خواهد از نقش خود خارج شود و کنترل بازی را به دست بگیرد.

بگذارید برایتان مثالی بزنم.

پدری از سرکار به خانه می‌آید. مشاهده می‌کند که مادر به فرزندش فشار می‌آورد که از پای تلویزیون برخواسته و تکالیف اش را انجام دهد. ـ پسر مقاومت می‌کند. ـ پدر به پشتیبانی و برای نجات فرزند مداخله کرده و می‌گوید: ـ خانم، چه کارش داری، بگذار کمی استراحت کند. از صبح تو مدرسه کار می‌کرده (ناجی). ـ مادر از نوع مداخله او ناراحت شده و احساس می‌کند که مورد ظلم پدر قرار گرفته است، از این رو با قهر و ناراحتی محل را ترک می‌کند (قربانی). ـ پدر با دیدن واکنش مادر، احساس قربانی بودن می‌کند و ممکن است به سوی فرزند برود (قربانی به ناجی). ـ فرزند ممکن است رو به پدر رفته و علیه مادر با او گفتگو کند (قربانی به ناجی). ـ فرزند ممکن است به عنوان ناجی مادر عمل کرده و رو به پدر بگوید: در کار من و مامان دخالت نکن، خودم می‌دانم چیکار کنم (ناجی به آزارگر).هر سه آنها در هر لحظه اضلاع خود را تغییر می‌دهند تا از این بازی با پیروزی رهایی یابند.


اما #پندار نهایی
آنچه که در قرار گرفتن در این مثلث شرور می‌تواند ما را یاری کند.مهارتهایی است که در کودکی آموختیم ما باید یا از این مثلث گذر کنیم و وارد بازی نشویم .یا آسیبهای روانی در قرار گرفتن هر کدام از این رویدادها را کاهش دهیم.
سیستم مهارت آموزی با ورود خود از لقاح(رویان) مثلث کارپمن را متزلزل خواهد کرد و می‌تواند چشم‌اندازی روشن را برای فرزندانمان به همراه داشته باشد .
بیاییم_برای_ماندگار_شدنمان_زندگی_کنیم
راهکارهای رهایی از این #پندار در روزهای آتی کاملتر خواهد شد.

خواندن 589 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
منتشرشده در آموزش
خواندن کد خبر: 891
محتوای بیشتر در این بخش: « صاحبان مهارت چه ویژگیهایی دارند؟

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه