امروز: یکشنبه 31 تیر 1397 برابر با 22 جولای 2018

نامه ای به دکتر ربیعی

دوشنبه, 13 آذر 1396 14:53 نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

به نام خداوند بخشنده مهربان

در آستانه زادروز پیام آور مهر و رحمت که با مهارت اخلاق توانست دل میلیاردها انسان را بدست آورد، پیامبری که معجزه اش تسخیر قلبهای همه آزاده های عالم است.با این آیه شریفه آغاز میکنیم بخوان به نام پروردگارت كه آفريد همان كس كه انسان را از خون بسته اي خلق كرد. بخوان و (بدان که) پروردگار تو کریم‌ترین کریمان عالم است.  همان كس كه به وسيله قلم آموخت.

دکتر ربیعی سلام ، با بررسی نشست ها و مجالسی که در آن حضور دارید و ادبیات،لحن و کلام سخنوری شما می توان فهمید درونی آشفته و قلبی آکنده از اندوه دارید اما امیدوارانه در حال جنگ و نزاع با مشکلات و چالش های پیش روی وزارتخانه خود هستید.شما آسیب های اجتماعی را خوب شناسایی کرده اید و میدانید کدام زخم های بدنه جامعه بیش از همه سوزناک و تاسف بارتر است.فقر ،بیکاری و کم فروشی در کار به شدت شما را آزار میدهد و بیماری عدم پذیرش مسئولیت از سوی برخی از افراد جامعه قلبتان را آزرده کرده اما به تنهایی نمی توان کاری کرد نیاز به عزم و اراده ملّی است.دکتر ما وارد عصر جدیدی از کسب و کار و شرایط اقتصادی کشور هستیم.کار و اشتغال به عنوان خون، برای توسعه کشور در سرزمینمان شرایط سختی را طی میکند که مشکلاتش را به دوبخش می توان تقسیم کرد.بخشی از این مشکلات بیرونی است یعنی رویدادهای اطرافمان مانع از کار و فعالیت هدفمند و سودآور گردیده و بخشی از آن درونی است یعنی زاده اندیشه و تدبیر امروز ماست.که بخشی از مدیریت و هدایت هر دو این عوامل بر عهده وزارتخانه و نهادهای زیر مجموعه شماست.

عوامل بیرونی

1-یکی از اصلی ترین عوامل کاهش نرخ اشتغال در کشور در حال حاضر واردات بی رویه کالاست.سرمایه داران این کشور دیگر میل به چرخش چرخ دنده های کارخانه خود را ندارند.چون هزینه واردات به مراتب از هزینه تولید داخلی پائین تر و کم ریسک تر است.وقتی چرخ صنعت نچرخد یعنی ماهران جامعه هم بیکارند یعنی دیگر کسی میل و انگیزه به مهارت آموزی را ندارد.خودمان را گول نزیم کافیست یک ساعت در بازار های شهرمان گشتی بزنیم.کافیست صندلی های خالی مراکز آموزشی دولتی و وضعیت اسفبار بخش خصوصی فنی و حرفه ای را رصد کنیم نتیجه به طور کامل حاصل خواهد شد.اینکه تنها بگوییم گذر از بیکاری تنها با مهارت آموزی حاصل خواهد شد ، امروز دیگر اینگونه نیست .امروز دیگر بیکاری ،ماهران را نشانه رفته است.

 2-نظام آموزش کشور بیمار است بدین معنی که زمان و هزینه برای 12 سال تحصیل در مدارس و چندین سال در دانشگاه افرادی فاقد تخصص،خلاق و ایده پرداز پرورش میدهد.یک مثال ساده، دانش آموزان ما در دوران مدرسه حدود 5 سال زبان انگلیسی می آموزند اما دریغ از خلق یک جمله انگلیسی ما تخصصمان به باد دادن زمان و سرمایه است.باید به حال این نظام آموزشی گریست. این نظام آموزشی به خاطر سوء مدیریت تنها دانش آموزان را به آسیب های اجتماعی نزدیکتر کرده شک نکنید اگر به داد این سیستم آموزش نرسیم هر آنچه آسیب اجتماعی و بیماری های روانی و تله  های عاطفی هست در آینده ای نه چندان دور فرزندان ما را در آغوش خواهد کشید.

3-هزینه ایجاد شغل در ایران بالاست هم زمانی هم سرمایه ای  بدین معنی که برای شروع یک کسب و کار موانع و بروکراسی اداری فعالان و صاحبان اندیشه را سردرگم و کلافه میکند. ما از نخبگان هیچ حمایتی نمیکنیم و آنها را بدون برنامه رها میکنیم.بخشی از افراد به شدت درونگرا و ایده پرداز هم بدلیل عدم شناسایی ،افکار و تدبیرشان در گورستان تاریخ دفن خواهد شد که باید ساز و کاری برای شناسایی ، رشد و نمو این افراد فراهم کنیم.

4-هیچ مجموعه ای در ایران کسب و کارهای آینده را رصد نمیکند.هیچ آماری رسمی در ایران  نیست که آینده را مورد بررسی قرار دهد. #آینده_پژوهی به ما کمک خواهد کرد بتوانیم چالش ها و پیچ های آینده را به سلامت گذر کنیم.

5-تحریم دردسر ساز هست اما بهانه ایست برای برخی سودجو و  برای قشری از جامعه تا بی مسئولیتی و عدم کارائی خود را به گردن آن بیاندازند.ما نشان داده ایم هر کجا منفعت و نان و نوایی به دست می آوریم تحریم ها رو خوب دور میزنیم.تحریم را باید جایی دور زد که از پس آن دهها هزار کار و ارزش افزوده به وجود می آید .چرا برای وارد کردن تجهیزات کارگاهی و تولید محصول تحریم را دور نمی زنیم؟!!!

عوامل درونی

1-هرگاه عوامل بیرونی در حال وقوع هست اندیشه های جامعه در تیررس خطا و کوتاهی خواهد بود.تا نظام آموزش درست نشود نباید امید داشت فرزندان این سرزمین آینده ای روشن و قابل دفاع داشته باشند.عدم جذابیت های سیستم  آموزش منجر شده فرزندان ما برای رهایی از مدرسه و مراکز آموزشی لحظه شماری کنند.

2-فضای مجازی به شدت فرزندان ما را از هدفمندی و آرمانگرایی انداخته آنها هر روز با توده ای انبوه از محتواهای کم عمق که اکثرا بیمارگونه اند گلوله باران میشوند و دیگر رمقی ندارند که برای آینده شان تصمیمی صحیحی و سرنوشت ساز بگیرند.

3-خانواده ها دیگر کانونی منسجم و یکپارچه نیستند اکثر پدران و مادران امروز کافی اند کامل نیستند.

دکتر  ربیعی عزیز در یکی از مراسمات شما بیان کردید آموزش به دانش آموزان شاید ظاهری فریب دهنده و زیبا داشته باشد اما این هدف ما نیست.این سخن شما سخت مرا آزرده کرد.امیدوارم نیت شما از نقل این موضوع هدایت آموزش های فنی و حرفه ای به زندان ها ،روستاها ،پادگان ها و تنها اقشار آسیب پذیر جامعه نباشد.تمام تله های زندگی انسان نطفه اش در کودکیست.اگر امروز دادگاهها و زندانهای مان مملو از جمعیت است حاصل سوء تدبیر های ما در پرورش فرزندانمان در کودکی است.اگر امروز دل خوشیم که مهارت را در پادگان به سربازانمان بیاموزیم این جای بسی تاسف و تامل است که سرباز جوان ما بعد از حداقل 20 سال و بیشتر سن !! از عمر زندگی اش تازه تصمیم داریم به او مهارت بیاموزیم او مهمترین ثانیه های زندگیش  را با اشتباهات و سوء مدیریت ما از دست داده او زودتر از این سالها میتوانست بر جامعه و افکار خودش تاثیرگذار باشد.اگر امروز سرمستیم و آمار و رقم با افتخار میدهیم که در ندامتگاهها و زندانها مهارت آموزی میکنیم .این جای خوشحالی ندارد ما تاوان اندیشه های غلط دیروزمان را امروز در زندانها پرداخت میکنیم.

هر آسیبی که انسان در طول زندگی میبیند حاصل دستاوردهای و رفتارهای غلط جامعه و خانواده است که بر کودکانمان در سنین پائین تحمیل شده.

دکتر ربیعی مهارت چه فنی چه زندگی چه رفتاری و اجتماعی از سه عنصر جسم ،روان و روح تنیده شده هر سه این عناصر بذرش  از لحظه شکل گیری جنین آغاز خواهد شد.در حالیکه ما هیچگونه توجهی به این نکته نداریم که بخش عظیمی از مهارت های هر انسان موروثی است .نبود این نگاه منجر شده زمان زیادی را از دست بدهیم و کودکان ما دیر وارد مهارت آموزی شوند .ما باید سند ملی مهارت ایران را تدوین کنیم تا هر کودکی که در این سرزمین متولد میشود از همان شروع زندگیش اش با هدایت ،مشاوره و شناسایی علایق و استعدادهایش در مسیر درست زندگی قرار بگیرد. باید لحظه لحظه عمرش را در شناسنامه مهارت ثبت کنیم به او باید بیاموزیم تا راه روشن آینده اش را بیابد.باید لحظه به لحظه آینده کسب و کار کشور را رصد کنیم تا همانطور که از میزان ذخایر زیرزمینی مان آگاهیم از بزرگترین سرمایه کشور یعنی نیروی انسانیمان هم آگاه باشیم.

بگذارید از نتایج یک تحقیق برایتان بگویم.در آزمایشات صورت گرفته بر روی افراد مختلف جامعه  به وضوح دیده شده در صورتیکه مغز احساس کند آینده ای برای آرامش ،رشد و توسعه او وجود ندارد ،فرمان های زیاده خواهی و جاه طلبی را برای حل مسئله صادر میکند.

بدین معنی که عدالت را زیر پا،پرخاشگر،قدرت طلب،ربا ،دروغ ،خیانت در امانت و دهها ناهنجاری رفتاری ... را در دستور کار خود قرار میدهد.آیا این رفتارها امروز برای شما آشنا نیست؟...

دکتر ربیعی بیاییم با همت والا وزارتخانه شما و دست یاری آموزش و پرورش و وزارت علوم سازمان ملی مهارت را ایجاد تا آیندگان به این تدبیر بزرگ و خردمندانه امروز ما افتخار کنند.بیاییم تا ریشه بیکاری ، فقر،کودکان کار،زنان بی سرپرست،بزهکاری،طلاق،و هزاران آسیب اجتماعی را از نطفه بخشکانیم .آینده ایران و فرزندان ما به تدبیر امروز ما بستگی دارد تا مبادا در مقابل نسل مان شرمنده باشیم .توسعه این سرزمین از زمانی آغاز خواهد شد که سیستم مهارت آموزی از لحظه لقاح آغاز شود و آینده هر کودک ایرانی از شروع زندگی اش روشن ، روشن تر باشد.و این آرمان ماست.برایتان در پایان موفقیت ،آرامش و ماندگاری را از خداوند منان آرزومندم و کلام آخرم را با این آیه شریفه به پایان میبرم که كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کسی در گرو دستاورد خویش است.(سوره مدثر آیه 38)

بیائیم برای ماندگار شدنمان زندگی کنیم

به قلم : عبدالله برزوئیان

عضو کوچکی از خانواده مهارت ایران

 

خواندن 196 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 13 آذر 1396 15:03

نظر دادن

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه