امروز: یکشنبه 30 ارديبهشت 1397 برابر با 20 می 2018

دانشگاههایی نه فنی و نه حرفه ای

دوشنبه, 22 خرداد 1396 11:47 نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

امروزه دانش بشری به سه گروه عمده قابل تفکیک است.دانش نظریکه کوششی است برایفهمیدنجهان ودانشِ عملییافنکه به ما امکان می دهد تا نرم افزارها و سخت افزارهای جدیدی عرضه کنیم و جهان را به تناسب نیازهای خود تغییردهیم و چیزهای جدیدی به آن اضافه نماییم،یعنی دانشی برای دگرگون ساختن جهان ودانش کاربردیکه ما را در بکارگیری هر آنچه از طریق دانشعملی به وجود آورده ایم،یاری می رساند.

به زعم بسیاری از اندیشمندان در جهان معاصر، پیشرفت و توسعه ملت ها به توانمندی وقابلیت آنها در دستیابیبه فنون و دانش های عملی وابسته است. به واسطه برخورداری از همین دانش هاست که می توان محیط را تغییر داد و بهامکانات و ابزارهای مورد نیاز برای رفع فقر، درمان دردیا تحصیل قدرت، امنیت و ثروت دست یافت. اما آنچه بیش از حد، اهمیت دانش های فنی و عملی را برای کشور ما ضروری می سازد ظرفیت انکار ناپذیر این دانش ها دراشتغال زایی و کار آفرینیاست. چنانکه بدون دستیابی به این نوع دانش ها، دانشگاه ها رسالتی جز افزایشفارغ التحصیلان بیکاردر کشور نخواهند داشت.

از پنجاه سال پیش به منظور توسعه فنون و دانش هایعملیدر کشور موسساتی با عنوان مرکز آموزشفنی، ذیل وزارت فرهنگ، شروع به کار نمودند. این رسالت با تفکیک وزارت آموزش و پرورش از وزارت آموزش عالی، بین آنها تقسیم شد. در آموزش و پرورش، انستیتوها به مدارس عالی و در وزارت علوم،بخشی از آموزش دانش عملی و فنی به دانشگاه های صنعتی و پلی تکنیک محول گردید.

اما رشد وتوسعه مستقلصنایع مختلف کشور از دانشگاه ها، رفته رفته ضرورت دستیابی به دانش فنی را برای دانشگاه ها از بین بردومتاسفانه گسست بیش از حد دانشگاه ها از صنعت، موجب شد تا به تدریج دانشگاه های صنعتی کشور، به کانون ترویج دانش نظری تبدیل شوند. از طرفی موجِ مدرک گرایی و تقاضای بی حد و حصر برای دستیابی به مدارک تحصیلی بالاتر، و مهم تر از آن هزینه بسیار بالای تجهیز کارگاه ها، که رکن اصلی آموزش دانش های عملی و فنی به حساب می آمدند، بر سرعت تئوری گرایی این دانشگاه هاافزود.

اما در مدارس عالی وابسته به آموزش و پرورش، که بعد از انقلاب به آموزشکده های فنی و حرفه ای تبدیل شده بودند، مسئولیت انتقال دانش فنی و عملی به فراگیران تا حدودی دست نخورده باقی ماند. تا اینکه در اوایل دهه هفتاد با تغییر نظام آموزشی و تبدیل سال اول متوسطه به دوره عمومی و تغییر سال چهارم متوسطه به دوره پیش دانشگاهی عملاً دوره تحصیلی هنرستان ها که کانون اصلی آموزش های عملی و فنی بودند از چهار سال به دوسال تقلیل یافت و متعاقب آن، صدمات جبران ناپذیری برکیفیت آموزش های فنی و حرفه ای در آموزشکده ها نیز بر جا گذاشت. اما موجاستحالهو نابودی دانش های عملی و فنی در آموزشکده ها از زمانی شدت گرفت که در سال ۱۳۹۰۰ آموزشکده های فنی و حرفه ای از آموزش و پرورش منفک و به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تفویضگردیدند.

متاسفانه در پنج سال گذشته علیرغم تصویب تاسیس دانشگاه فنی و حرفه ای در مجلس شورای اسلامیشاهد بیشترین بی توجهی ها به اهداف و رسالت این دانشگاه بودیم.

قرار بود متناظر با رسالت این دانشگاه، یعنی احیا و اعتلای دانش های عملی و فنی در کشور، اهداف، ساختار سازمانی، محتواهای آموزشی، شیوه های تدریس و روش های ارزشیابی، تدوین و مورد بازنگری اساسی قرارگیرند. اما متاسفانه عدم ارتباط منطقی سازمان مرکزی دانشگاه فنی و حرفه ای با مراجع قانونگذاری، از قبیل شورای عالی عتف، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی، موجب گردیده است تا دانشگاه فنی و حرفه ای نتواند نظام آموزشی، درسی و اداری متناظر با رسالت و اهداف خود را تدوین نماید و به ناچار برای کسب اعتبار و مشروعیت آکادمیک و دانشگاهی، ناگزیر بهانطباقو تبعیت از قوانین و آیین نامه هایدانشگاه های نظریشده است.

به همین دلیل است که در طول پنج سال گذشتهرؤسایدانشکده ها و آموزشکده های فنی و حرفه ای اکثراً از اعضای هیات علمی دانشگاه های نظری انتخاب می شوند. این افراد بدون اینکه کوچک ترین تعلق خاطری به دانشفنی یا آموزش های مهارتی داشته باشند اکثر برنامه ها، تصمیمات و مصوبات را در جهت تقویت آموزش های نظری و تطبیق مؤلفه های اساسی این دانشگاه با آیین نامه های دانشگاه های تئوری محور به پیش می برند.بی دلیل نیست که در چهار سال گذشته جذب بیشترین حق التدریس ها به جای صنعت و موسسات فنی و مهارتی، از فارغ التحصیلان دانشگاه های نظری بوده است که از کم ترین قابلیت برای انتقال دانش فنی و آموزش های عملی و کارگاهی برخوردارند.

تلاش برای همسویی با قوانین و مصوبات دانشگاه های نظری موجب شده است که در طی پنج سال گذشته در دانشکده ها و آموزشکده هابه جایبه روز رسانی، توسعه و تجهیز کارگاه ها و آزمایشگاه ها، بیشترین هزینه های عمرانی صرف تجهیز کتابخانه ها،افزایش کلاس های تئوری، تاسیس سالن های جلسه و کنفرانس و راه اندازی سالن های سخنرانی گردد.

در طول پنج سال گذشته متاسفانه به دلیلنبود نظام جامع نظارتیاز طرف حوزه های قانونگذاری، برنامه ریزی و بودجه ریزی،ساختار سازمانی متناسب با این دانشگاه طراحی و تصویب نشده است. در سازمان مرکزی دانشگاه و متعاقب آن در ۱۷۰۰ آموزشکده و دانشکده تابعه در سراسر کشور، در راستای انطباق با دانشگاه های نظری، به جای معاونت فنی، معاونت آموزشی و به جای معاونت حرفه ای، معاونت پژوهشی مشغول به کار شده اند.

به دلیل نبود معاونت فنی در دانشگاه، تا به امروزنظام برنامه ریزی درسیمتناسب با آموزش های فنی و حرفه ای طراحی و تدویننشده است و متاسفانه از بدو انتقال آموزشکده ها به وزارت علوم، سرفصل های آموزشی دانشگاه علمی کاربردی به عنوان سرفصل آموزشی در دانشگاه فنی و حرفه ای تدریس می شوند.

در سراسر جهان، نظام برنامه ریزی درسی دانشگاه ها یا مراکز آموزش عالی فنی و حرفه ای به جای اینکهموضوع محورباشد،مهارت محوراست. یعنی برنامه های درسی به جای اینکه بر اساس سرفصل های آموزشی به اساتید ابلاغ شوند، بر اساساستانداردهایمهارت ملی یابین المللیطراحی و تعبیه می شوند. چراکه در این نوع دانشگاه هابایدقابلیت و توانمندی های مهارتی دانشجویان دربکارگیری فنون مختلف و به کار بستن دانش عملی در ساخت یا تولید یک فرآورده ارتقاء یابد. به نحوی که بتوانند به صورت مستقل به ساخت یک محصول، یا ارائه یک خدمت مبادرت ورزندو خود را برای حضور در بازار کار، اشتغال و کارآفرینی آماده نمایند. اما بارسمیت دادن به سرفصل های آموزشی موجود،دانشجویان عملاً بهآشناییسطحی و گذرا با فنون و مهارت ها سوق داده شده اند.

درانستیتوهای سابق، نظام برنامه ریزی درسی مهارت محور، با اهتمام به توسعه فضای کار عملی و ارزشیابی از فنون و مهارت های کسب شده،توانسته بودجوانان تحت تعلیم خود را به افرادیجسور، توانمند و برخوردار از اطمینان به نفس لازم برای حضور موفق در بازار کار و برعهده گرفتن وظایف شغلی و حرفه ای آماده نماید.

در حالی که در سال های اخیر، با استقرار نظام برنامه ریزی درسی موضوع محور و ارزش دادن به آموزش های نظری، موفقیت فارغ التحصیلان دانشگاه فنی و حرفه ای در راه یابی به مقاطع تحصیلیفوق لیسانسودکترابه نقطه افتخار رؤسای آموزشکده ها ودانشکده ها تبدیل شده است.

در نبود معاون فنی و تحت تاثیر القای اهمیت دانش های نظری نسبت به دانش های عملی، تغییر کاربری فضاهای تحت اختیار و حتی کارگاه ها به سالن هایامتحانات کتبی، به ضرورت اساسی آموزشکده ها و دانشکده ها تبدیل شده است. چراکهسرنوشت تحصیلیدانشجویان دانشگاه فنی و حرفه ای به جای اینکهدر کارگاه ها و آزمایشگاه ها تعین شود، در پشت صندلی آزمون های نظری و بر رویورقه هایامتحانی رقم می خورد.گو اینکه با ورقه امتحانی بخواهیم مهارت شنا کردن را ارزیابی کنیم، یا بتوانیم با آزمون های نظری قابلیت یک تراشکار یا گچ بر را بسنجیم،و این همان نقطه حزن آلودی است کهعمق تخریبو استحاله آموزشی را در این دانشگاهبازتاب می دهد.

در حال حاضر نود و نه درصددانشجویان انصرافیو یا اخراجی به دلیل عدم احراز نمره قبولی در درسهای نظری از این دانشگاه تسویهحساب می کنند و اکثر قریب به اتفاق دانشجویانی که موفق به اخذ مدرک تحصیلی می شوند به دلیل عدم برخورداری از دانش فنیو بدون اینکه مهارت قابل قبولی را برای اشتغال یا کارآفرینی اندوخته باشند، ناگزیر از پیوستن به خیل فارغ التحصیلان بیکارند.

متاسفانه به دلیل ضعف حوزه های نظارتی در خصوص انطباق اهداف و رسالت دانشگاه فنی و حرفه ای با ساختار تشکیلاتی و برنامه های مصوب،تا به امروز در این دانشگاه ضرورتی بر تشکیلمعاونت حرفه اینیز احساس نشده است و به تبعیت از دانشگاه های نظری،معاونت پژوهشی جایگزین آن گردیده است، که به دلیل قرار نداشتن این دانشگاه در حوزه مطالعاتمرز دانش، فعالیت های این معاونت به ناچار به مسیریغیراز پژوهش، به معنای واقعی، هدایت شده است.این درحالی است که، علیرغم توسعه روز افزون مشاغل و حرفه های متناظر با صنعت، معدن، تجارت، کشاورزی، خدمات و ورود فناوری های نوین به کشور تا به امروزهیچیک از مراکز علمی وابسته بهوزارت علوم، تحقیقات و فناوری به طور رسمی مسئولیتِ تدوین، تصویب و ارتقایاستاندارد دانش های فنی و مهارت های حرفه ایرا برعهده نگرفته است. در کشورهای پیشرفته، موسسات آموزش عالی و دانشگاه های فنی و حرفه ایمتولی این امر به حساب می آیند و با گسیل اساتید و مربیان خود به مراکز مختلف صنعتی، خدماتی، کشاورزی وبه جایموظف نمودن آنها به حضورچهل ساعتهدر دانشکده و آموزشکده ها، ضمن شناسایی نیازهای صنایع مختلف به دانش های فنی و مهارت های حرفه ای، بهارتباط و تعاملسازنده و معنا دار با صنایع مختلف تولیدی و خدماتیدست می یابند.

با توجه به اهداف تاسیس دانشگاه فنی و حرفه ای ضرورت داردمعاونت حرفه ایدر دانشگاه تشکیل و نسبت به تاسیسمرکزاستاندارد سازی دانش های فنی و مهارت های حرفه ای اقدام نماید تا علاوه بر تصویب استاندارددانش های فنی و مهارت های حرفه ایبه طراحی و تنظیمنظام ارزشیابیاز این نوع دانش ها و مهارت ها نیز مبادرت ورزد. متاسفانه در حال حاضرکارنامه تحصیلیدانشجویان فنی و حرفه ای فاقد اطلاعات لازم در خصوصمیزان دستیابیآنان به دانش فنی و مهارت های حرفه ای است و بیشتر،وزنِ اطلاعات و دانش نظری تحصیل شده را بازتاب می دهد.

علاوه بر اینمعاونت حرفه ایباید متولی تدویننظام جامع ارتقاء و رتبه بندیاساتید و مربیان فنی و حرفه ای نیز باشد و به جای اینکه مدرک تحصیلی اخذ شده از دانشگاه های نظری را ملاک ارتقاء و تبدیل وضعیت به هیات علمی قرار دهد، باید این معاونت بابرگزاری آزمون هایملی و بین المللی به رتبه بندی وارتقای اساتیددانشگاه فنی و حرفه ای مبادرت ورزد.

در نهایت تاسف، دانشگاهی که در آغاز راه، به نیتاحیای منزلت کارو ارج نهادن به تلاش و همتاساتیدومربیانیقامت برافراشتکه قادر بودند دانش به حبس در آمده در ذهن ها را به دست های جوانان سرازیر سازند تا آنها را به نعمت کسب روزی حلال از دسترنج خویش ارتقا بخشند،در طول این چند سال این دانشگاهثمری جزتحقیربرای همان اساتید و مربیان نداشته است. هدف از تاسیس دانشگاه فنی و حرفه ای این بود که مأمن امنی برای ارتقای دانش های فنی و مهارتهای حرفه ای باشد و منزلت از یاد رفته اساتید و مربیانی را که به دلیلنبوددانشگاه های مهارت محور در کشور، از قافله ارتقای مدرک و درجه عقب مانده بودند،به یاد آورد وزحمات و تلاش های چندین ساله آنها را در آموزش فن و دمیدن روح عمل به جان دانش هایی که بدون مهارتدر صندوقچه ذهن جوانان غبار می گیرند، بها وعیاریدر خور بخشد، اما در کمال ناباوری در فراق مسئولانی که همره دل باشند و رفیق راه، این دانشگاه بهاسباب حقارت ودلیل ندامت همان اساتید و مربیان تبدیل گشتو همه آرزوها را بر باد داد.

در دانشگاه فنی و حرفه ای باید اساتید نظریدستیاراساتید فنی در کارگاه ها باشند نه اینکه به واسطه برخورداری از مدارک تحصیلینظری بالاتر،که از دانشگاه های مختلف نظری کسب کرده اند، چندین برابر اساتید فنی حقوق و مزایا دریافت کنند و به مربیان و اساتید فنی به عنوان افرادی فاقد صلاحیت علمی بنگرند.این از ثمرات تاسف بار حاکمیت نظام آموزشی موضوع محور در دانشگاهی است که برای احیای مهارت و تعلیم دانش های فنی تاسیس شده است.

در این دانشگاه ضمن تدوین نظام جامع ارتقای اساتید مبتنی بر توانمندی های فنی و مهارتی، مربیان واساتید باید بتوانندازمزایای ناشیاز توانمندی های مهارتی و فنی خود برخوردار شوند. به نحوی که در آن هر استادی از قابلیت برتری درآموزش کارو انتقال مهارت های فنی و حرفه ای برخوردار است ازبیشترینحقوق و مزایا بهره مند گردد. نه اینکه هرکس اجازه داشته باشد به صرفِ اخذمدرک تحصیلی بالا تر در دانش های نظری از تمامی اساتید فنی و مهارتی پیشی گیرد و از حقوق ومزایای بیشتری برخوردار شود.

با این اوصاف، در حال حاضر ایندانشگاه نه فنی و نه حرفه ایاست.از دانشگاهی با این همه کاستی وانحرافاز اهداف و رسالت های خود، هرگزنمی توانانتظار داشت که پنجه های کار آمدتربیت کند یا سهمی در توانمندسازی جوانان برای اشتغال زایی و یا کارآفرینی داشته باشد.

امید استدولت یازدهمبا اذعان به ضعف های موجود، در سالی که مزین بهشعار تولید و اشتغالاست، بتواند ضمن به رسمیت شناختنعلمِ مدیریت آموزشی علاوه بر تغییر اساسی در نظامبرنامه ریزی درسیاین دانشگاه، به تصویب قوانین و آئین نامه های متناظرمبادرت نموده و از این طریق به توصیه های مقام معظم رهبری در خصوص نیاز مبرم کشور به تربیتپنجه های کار آمداهتمامورزد .

 

                               

                            به قلم دکتر جواد سقای سعیدی

 

 

modaser

 

جهت عضویت در کانال تلگرام رویان بر روی لینک کلیک کنید

خواندن 211 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 22 خرداد 1396 11:54

نظر دادن

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه